با اینکه هزاران نفر می آیند و می روند...
روزها گر رفت گو رو باک نیست
تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست
_زارعی_
برچسب: آموزه, نویسنده: آرمان سلطانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 17:33
وقتی نگاه تو می سوختم چه حالی داشت
سینه حال و هوای گلهای شمعدانی داشت
_زارعی_
برچسب: سوختم, نویسنده: آرمان سلطانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 17:33
برچسب: آموزه۵۶۴, نویسنده: آرمان سلطانی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 10:38
این روزها ، سرگردان خویشتنم
گاهی با خودم هستم و گاهی بی خود!
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه ای برون آی ای کوکب عنایت
_زارعی_
برچسب: آموزه, نویسنده: آرمان سلطانی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 10:38
اعتقادم این است که آنچه فی البداهه می آید
از دل می آید و بر دل نیز می نشیند!
بیت اول در سالیانی پیش فی البداهه آمده است
و چند بیت بعد ، این لحظه....
نکند عشق به ییلاق دلــت مهمانیست
که دو چشمان قشنگت همه شب بارانیست
دل آبی شده ات را به چه سرّی خواندی
کــه به دل پاک ترین آبی دریاها نیست
بگذر از این دو سه شب ها که دلم گرم تو بود
ورنه بی تو همه شب حال دلم طوفانیست
تــو پر از شعر و غـزل سوگلی ایـ
گاهی چیزهایی را می شنویم بدون آنکه بدانیم چه شنیده ایم
و چیزهایی را می بینیم بدون اینکه بدانیم چه دیده ایم؛
اینها اشاراتی هستند که جز بر اهل بشارت زبان نمی گشایند!!
گاهی باید سالیانی بگذرد تا کلام ساده ای را عمیق فهمید!!
_زارعی_
برچسب: آموزه, نویسنده: آرمان سلطانی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 10:38